Babylon NG
Simply the best definition!

Download it's free

آب

ويکي پدياي فارسي – دانشنامه رايگان

Download this dictionary
آب

آب یکی از مواد مایع و فراوان‌ترین مادهٔ مرکب بر روی سطح کره زمین و بستر اولیه حیات به شکلی که امروزه می‌شناسیم، است. بیش از ۷۵٪ وزن یک انسان از آب تشکیل شده‌است و نیز بیش از ۷۰٪ سطح کره زمین را آب پوشانده است (نزدیک به ۳۶۰ میلیون از ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع) با وجود این حجم عظیم آب تنها ۲ درصد از آبهای کره زمین شیرین و قابل شرب است و باقی آن به علت محلول بودن انواع نمک‌ها خصوصاً نمک طعام غیر قابل استفاده است. از همین دو درصد آب شیرین بیش از ۹۰ درصد به صورت منجمد در دو قطب زمین و دور از دسترس بشر واقع شده‌است.

به دیدن ما بیایید Wikipedia.org...

 
اب

© در نگارش اين مقاله از مطالب ويکي پديا® استفاده شده و تحت مجوز مستندات آزاد گنو شده و تحت سند مجوز عوام خلاق Creative Commons Attribution-ShareAlike

ويكيبيديا العربية – الموسوعة المجانية

Download this dictionary
آب

آب هو الشهر الثامن (8) من شهور السنة الميلادية حسب الأسماء السريانية المستعملة في المشرق العربي. يقابله في التسمية الغربية شهر أغسطس أو غشت أو أوت.

للمزيد من المعلومات, انظر Wikipedia.org...

 
أب

الأبُ - أبُ (لغةً):
الأبُ في الأصل هو الوالد. و الأبُ الجَدُّ، ويطلق على العَمِّ، وعلى من كان سببًا في إيجادُّ شيء أَو ظهوره أو إِصلاحه . والجمع : آباء ، وأَبُوٌّ ، وأُبُوّةً .

للمزيد من المعلومات, انظر Wikipedia.org...

 
إب

إب هي مدينة يمنية وهي عاصمة اليمن السياحية، تقع على ارتفاع 2050 م عن سطح البحر في الطريق الذي يصل عدن وصنعاء. وتبعد عن صنعاء العاصمة نحو 180 كم جنوباً وعن تعز نحو 65 كم. وهي من أجمل مدن اليمن طبيعة، وألطفها هواء، وأكثرها خصباً.، تقع في منطقة جبلية خصبة، كانت تسمى قديماً الثجة، ينسب مؤرخون ان إب تسمية فارسية وتعني غزيرة الأمطار ويقول آخرون بانها متشقة من شهر آب (أغسطس)يسمى في اليمن بسهيل وهو ويرمز لغزارة الأمطار.

للمزيد من المعلومات, انظر Wikipedia.org...

 
اب

تستخدم هذه المقالة مواد من ويكيبيديا ® وهي مرخصة تحت رخصة جنو للوثائق الحرة وتحت رخصة خصة المشاع الإبداعي: النسبة-الترخيص بالمثل

Pesian To English advanced

Download this dictionary
اب

aquatic ==> [.adj]: وابسته به آب، جانور یا گیاه آبزى، آبزى


  
 

aqua ==> [.n]: آب، محلولى به شکل آب، آبرو، عرق aqua

aqueous ==> [.adj]: آب، آبدار

bree ==> آب، دریا، آبگوشت

water ==> [.v. & n]: آب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادن water

hydro ==> (انگلیس) هتل یا مهمانخانه اى که مجاور آب معدنى ساخته مى شود، نیروى محرکه آب (hydr =) ـ [.pref]: پیشوندى است به معنى " آبدار " و " آبزى " hydro

juice ==> [.n]: آب میوه، شیره، عصاره، شربت، جوهر juice

moisture ==> [.n]: رطوبت، نم

rinse ==> [.vt. & n]: با آب شستن، با آب پاک کردن، شستشو

wet ==> (past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ [.adj. & vt. & n]: تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن wet

forefather ==> [.n]: نیا (نیاکان)، جد (اجداد)، سلف، (اسلاف)

father ==> [.v. & n]: پدر، والد، موسس، موجد، به وجود آوردن، پدرى کردن father

aortae ==> [.n]: (کالبد شکافى) آئورت، شریان بزرگ، شاهرگ

aorta ==> [.n]: (کالبد شکافى) آئورت، شریان بزرگ، شاهرگ


  

Virsion 2.0

MHM Persian > English Dictionary

Download this dictionary
آب
aqua ; aqueous ; bree ; water
واژه هاى شامل
آب ـ (502)
 
اب
واژه هاى شامل اب ـ (1)

Arab2English

Download this dictionary
آب

August

---

Problems using this glossary with Microsoft Internet Explorer? Click on 'Arab2English' above and look into the given information.


 
أب

dad (N)

---

Problems using this glossary with Microsoft Internet Explorer? Click on 'Arab2English' above and look into the given information.


 
اب

papa (N)

---

Problems using this glossary with Microsoft Internet Explorer? Click on 'Arab2English' above and look into the given information.




| آب in English | آب in French | آب in Italian | آب in Spanish | آب in German | آب in Russian | آب in Turkish | آب in Arabic | آب in Urdu | آب in Farsi | آب in Armenian